خرید بک لینک

قروت، شیره زندگی هزارگی

[کوتاه نوشتی در جواب یکی از عزیزان که گفته بود، در مورد قروت هیچ نوشته‌ی نشده]

قروت

ساعت نه و نیم صبح بهار است آفتاب هزاره‌جات گرم شده و خانم هزاره که نان در تنور پخته و چای و نان گرم بر سر "پتی" به شوهر دهقانش رسانده و برگشته، گرمی و عرق که از تنور و آفتاب گرفته از چهره پر از صفایش نمایان است، رو به دختر نیم قدش می‌کند که "خلطه چکه" را در تشت خالی کند تا قروت را "لی لی" کنند، دخترش که خسته و مانده از جاروی "لی گاو" و خشت زدن آن است به سمت چکه می‌رود، چکه‌ی از حلق‌ها جمع شده، نه تنها از حلق گوساله‌ی گاو که حق طبیعی‌ش بود شیر مادر را بخورد و بجای نیمه‌ی شیر، "آرد اوه" و "نان‌تر" خورده، بلکه از حلق آن مرد کارگر که صبح‌گاهی باید قبل رفتن سوی کوه و کوهسار گیلاس شیر می‌نوشید و یا طفل سو تغذی‌ هزاره که باید لبنیات می‌خورد و رنگ به رخش می‌آمد، اما این شیر هر صبح و شام از گاوهای "خسک" که "زراعتی و لیوانی" نیست جرعه جرعه با بی‌میلی و لگدپراگنی با دها دعا و تعویذ، امید و حسرت جمع شده و بعد جوشاندن و "مشک و مایه" رسیده به خریطه، شب‌ها از شغال پنهان شده و روزها در میخ بوده و یا زیر سنگ تا به مرحله قروت شدن رسیده است.

دخترک نیم قد چادر هزارگی را دور موها به پشت می‌اندازد و دامن گرد و دراز را جمع نموده آغاز می‌کند به نمک زدن چکه و مادرش بخاطر صداقت، حلالی پول و ارائه خوب گوش زد می‌کند: بچیم آرد گد نکنی!

قروت‌ها با امید به فروش‌رسانی و بدست آوردن "چار قیران" که پول قطی گوگرد و کفش برای اطفال شود و اگر هم اضافه‌گی کرد "چرگل و چوری" به دختر و یا هم "گوشواره سوادکاری" به مادر شود لی لی می‌شود و مادر و دختر آنرا در "چگس تالی" می‌چیند و بر پشت بام می‌ماند، تنها چشم گرسنه و شوخ کودکان نیست که طعم "قروت تر" را ولو در دزدی شود بچشند، زاغچه‌های که در هشیاری مثل است و معروف نیز برای این قروت تازه و خوشرنگ له له می‌زند.

مراقبت قروت تا وقت خشک شدن وظیفه نوین برای این دختر و مادر است، روز چند بار سر بزند و ببنید که دزدهای زمینی و هوایی چگس را به یغما نبرده باشد.

بعد خشک شدن و در خلطه انداختن قروت، بعد چند روز انتظار "قروت خر" به قریه می‌آید و قروت‌ها را با چنه و بهانه می‌خرد و پول را به دست مادر می‌دهد.

برچسب: نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 10:10

صفحه بندی